امیرمسعود عابدین: آنچه تا دیروز تنها در حد گمانهزنی تحلیلگران نظامی بود، حالا با شواهد جدیدی رنگ واقعیت گرفته است. نخستین تصاویر واضح از این پرنده مرموز، وجود دو محفظه داخلی حمل سلاح را تایید میکنند که نشانهای آشکار از ماموریت تهاجمی و راهبردی آن است. این هواپیما نخستین بار در اواسط ماه ژوئن و در تصاویر ماهوارهای از یک پایگاه آزمایشی نیروی هوایی چین در نزدیکی مالان در استان سینکیانگ شناسایی شد و در ۱۹ اکتبر برای اولین بار در حال پرواز دیده شد.
ادامه مسیر پنهانکاری؛ میراث نسلهای جدید
به نظر میرسد که این بمبافکن بدون سرنشین عصاره سالها سرمایهگذاری چین در حوزه فناوری رادارگریزی باشد. پیشرفتهایی که پیشتر در جنگندههای نسل پنجم J-۲۰ و J-۳۵، پروژههای در حال آزمایش نسل ششم و همچنین پهپادهای بالدیس دوربردی مانند CH-۷ دیده شده بودند، حالا در قالب یک پلتفرم راهبردی دوربرد تجمیع شدهاند. طراحی بالدیس و بدنه یکپارچه نشان میدهد که پنهانماندن از دید رادارها یکی از اولویتهای اصلی این پروژه بوده است.
شکاف راهبردی و تلاش برای پر کردن آن
چین تاکنون فاقد یک بمبافکن واقعی میانقارهای بوده و ستون فقرات ناوگان بمبافکن خود را بر مدل میانبرد H-۶ بنا کرده است. هرچند H-۶ توان شلیک موشکهای دوربردی را دارد که حتی میتوانند اهدافی در خاک ایالات متحده را تهدید کنند، اما ذات این هواپیما همچنان محدود به یک پلتفرم قدیمیتر است.
افزایش برد عملیاتی H-۶ با موتورهای کممصرفتر، پشتیبانی تانکرهای سوخترسان YY-۲۰ و حتی استفاده از پایگاههای روسیه برای سوختگیری، تنها راهحلهای موقت بودهاند. دستیابی به یک بمبافکن میانقارهای رادارگریز این وابستگیها را کاهش داده و توان بازدارندگی هستهای و متعارف چین را به سطحی کاملا جدید ارتقا میدهد.
رقابت سهجانبه بمبافکنها
در حال حاضر، تنها بمبافکن میانقارهای که بهطور انبوه تولید میشود، Tu-۱۶۰M روسیه است؛ هواپیمایی قدرتمند که فاقد ویژگیهای پیشرفته پنهانکاری است. با ورود بمبافکنهای بالدیس و رادارگریز چین و آمریکا به صحنه، این غول روسی به تدریج از نظر فناوری در حاشیه قرار خواهد گرفت.
برتری اصلی این نسل جدید نه فقط در برد و ظرفیت حمل سلاح، بلکه در کاهش احتمال شناسایی، افزایش بقا در عمق خاک دشمن و کوتاه کردن زمان هشدار در حملات راهبردی نهفته است؛ مزایایی که نقش تعیینکنندهای در جنگهای مدرن دارند.
آمریکا کجای این معادله ایستاده است؟
ایالات متحده در حال حاضر تنها بمبافکن رادارگریز عملیاتی خود، یعنی B-۲ Spirit را در اختیار دارد؛ هواپیمایی که فناوری آن به دهه ۱۹۸۰ بازمیگردد. تعداد محدود، هزینه نگهداری بالا و نرخ آمادگی نهچندان مطلوب، کارایی این ناوگان را کاهش داده است.
جایگزین آن، B-۲۱ Raider، اگرچه مدرنتر و مقرونبهصرفهتر طراحی شده، اما ابعاد کوچکتر و ظرفیت حمل سلاح و برد کمتر آن نتیجه مصالحههایی است که برای تولید انبوه و کاهش هزینهها انجام شدهاند. در این میان، بمبافکن بدون سرنشین چین ظاهرا مسیری متفاوت را برگزیده است.
غول بیسرنشین؛ آنچه از بمبافکن چین میدانیم
بر اساس برآوردها، این پرنده جدید چینی تنها یک بمبافکن ساده نخواهد بود. انتظار میرود همانند B-۲۱ توانایی انجام ماموریتهای متنوعی از جمله شناسایی، پشتیبانی ارتباطی و حتی نقشهایی در نبرد هوایی و عملیاتهای دریایی دوربرد را داشته باشد.
نکته قابلتوجه ابعاد بزرگتر آن است؛ طول بالهایی همتراز با B-۲ و ظرفیتی که احتمالا از همتای آمریکاییاش فراتر میرود. هنوز مشخص نیست که آیا این هواپیما تنها گزینه دوربرد چین خواهد بود یا نسخهای سرنشیندار نیز به طور موازی در حال توسعه است، اما آنچه مسلم است، پکن با این پروژه گامی بلند برای تثبیت جایگاه خود در باشگاه قدرتهای بمبافکن میانقارهای برداشته است.
منبع: militarywatchmagazine
۲۲۷۳۲۲
