شاید روزهایی که می گذرانیم بدون اغراق نقاط عطف تاریخ معاصر باشد، از سویی شاهد اجرای پیچیده ترین و غامض ترین جنگ روانی_شناختی علیه کشورمان توسط انبوه رسانه های جریان اصلی در دنیا هستیم و از سوی دیگر لشگرکشی های بی سابقه و یا کم سابقه ایالات متحده به منطقه ادراک تهدید را به بالاترین سطوح رسانده است.
از سوی دیگر 14 سال تحریم های کمرشکن(منهای سال های اجرای برجام 1394 الی 1397) فرسایش مادی و معنوی جامعه ایرانی را در پی داشته که از جمله اثراتش امحاء نسبی طبقه متوسط و فروغلتیدن میلیون ها نفر به طبقات فرودست بوده است. به هر روی، از هر سو که بنگریم برهم کنش بحران های گوناگون را به طریقی این بار نه فقط در آمار و اعداد و ارقام، بلکه در زیست روزمره خود هم می بینیم.
منتقدین و یا به تعبیر بهتر مهاجمین علیه برجام، احتمالا این روزها در خلوت خود تصدیق می کنند که اکنون توافقی مشابه برجام، یک آرزوی دور از دسترس است. اما همین مخالفین، حدود سه سال پیش بود به طمع پوچ انعقاد توافقی بهتر نظام حکمرانی را فریفتند. یعنی همان زمان که کنشگران کوته فکر و فاقد ادراک درست از فضای بین الملل با تزریق تصلب و اوهام رویاهای احمقانه و با ابداع ایده های مالیخولیایی مانند «زمستان سخت»، فرصت احیای برجام را از نظام ربودند. فراموش نباید کرد ایده پردازان «زمستان سخت» و «قریب الوقوع بودن سقوط نظام ایالات متحده آمریکا پس از جنگ میان روسیه و اوکراین»، کماکان برخی مصادر سیاسی و تصمیم سازی را بر عهده دارند وشاید این بار نیز در پی ترسیم خطوط قرمز موهومی دیگری و تزریق تصلب به حکمران و بالنّهایه فرو غلتیدن بیشتر نظام در بحران های گوناگون باشند.
در چنین شرایطی که کشور با باتلاقی از بحران ها مواجه هست ، خرد حکمرانی حکم می کند از تمامی ظرفیت های انباشته مدیریتی و دیپلماتیک طی 47 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی بهره برداری شود. کسانی که بحران های کنونی محصول تدابیر و تصمیمات شان هست، امروز نمی توانند به ما راه خروج از بحران ها را نشان بدهند. در کمال ناباوری در شرایطی که هنوز افرادی مانند دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی در سال های 1386 الی 1392 که بخشی از باتلاق کنونی که در آن گرفتار هستیم، محصول کردار و عملکرد آن ها است، عضو حساس ترین شوراهای عالی هستند، اما سیاست مدارانی مانند حسن روحانی و محمد جواد ظریف به حاشیه رانده شده و نظام حکمرانی از تدابیر آنان خود را محروم می سازد.
وضعیت پیچیده انسداد گونه کنونی نیازمند رجالی ملی مانند هاشمی رفسنجانی و … است تا بتوانند با استفاده از ظرفیت های بن بست شکن نهادی و فردی و همچنین ایثار سیاسی، کشور را از مهالک پیش رو به امان عبور دهند.
این روزها که سرعت وقایع، حالتی جنون وار به خود گرفته، محروم کردن نظام و کشور از تدابیر و ظرفیت های ارتباطات بین المللی کارگزاران صدّیق سابق، ظلمی آشکار به ایران است.
اجازه دفاع از ایران را به همه ایرانیان بدهید!
چو پرده دار به شمشیر می زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند!
1717
