الهه جعفرزاده: در سالهای اخیر، «طب سنتی» بیش از هر زمان دیگری به یکی از موضوعات بحثبرانگیز حوزه سلامت تبدیل شده است؛ از افزایش اقبال عمومی و گسترش عطاریها گرفته تا حضور پررنگ در فضای مجازی و طرح ادعاهای گاه متناقض درباره کارآمدی یا ناکارآمدی آن. در همین حال، نظام رسمی سلامت نیز کوشیده است جایگاه این مکتب را در چارچوبهای علمی و دانشگاهی تعریف کند و نسبت آن را با پزشکی مدرن روشنتر سازد.
در گفتوگوی پیشرو با دکتر زهرا شکرریز، پزشک و متخصص طب سنتی ایرانی و بازرس انجمن علمی طب سنتی ایران و دکتر سیدپیمان خامهچی، پزشک و متخصص طب سنتی ایرانی، عضو هیئتمدیره انجمن علمی طب سنتی ایران و مدیر سابق دفتر طب سنتی و مکمل سازمان نظامپزشکی کشور تلاش بر این بوده که تصویری دقیقتر از جایگاه طب سنتی در ایران و جهان، ظرفیتها، محدودیتها و چالشهای نظارتی این رشته ارائه شود.
زهرا شکرریز، پزشک و متخصص طب سنتی ایرانی و بازرس انجمن علمی طب سنتی ایران، در مصاحبه به یولن میگوید: «بعضاً میشنویم میگویند طب سنتی و مدرن در مقابل هم قرار دارند، اما حقیقت این است که طب سنتی تقابلی با طب مدرن ندارد. طب سنتی بیشتر در زمینه حفظ سلامتی، پیشگیری و درمان بیماریهای مزمن فعال است، اما طب مدرن در زمینه بیماریهای اورژانس و در تشخیص بسیار کارآمد و مناسب است. این دو طب باید به صورت تلفیقی استفاده شود تا نتیجه مطلوب حاصل شود.»
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
در این گفتوگو قصد داریم به جایگاه طب سنتی در ایران و جهان، دلایل اقبال عمومی به آن و چالشهای پیرامون آن بپردازیم. ابتدا بفرمایید طب سنتی چه تعریفی دارد و تفاوت آن با پزشکی مدرن در چیست؟
شکرریز: در تعریف و بیان جایگاه طب سنتی و مقایسه آن با طب مدرن باید گفت طب سنتی ایرانی یک نظام پزشکی کامل، منسجم و مبتنی بر اصول علمی است که طی سالیان متمادی بر اساس شواهد بالینی، تجربی و منطقی شکل گرفته است. این طب فقط مربوط به گیاهان دارویی نیست، بلکه یک سیستم جامع برای حفظ سلامتی، پیشگیری و درمان است. مفاهیمی مانند مزاج، خلط و سبک زندگی در این مکتب مطرحاند؛ یعنی انسان بهعنوان یک کل دیده میشود، نه مجموعهای از اجزای جداگانه.
طب سنتی ایرانی سلامتمحور و پیشگیریمحور است، در حالیکه طب مدرن بیشتر بیماریمحور است و پس از بروز بیماری وارد عمل میشود. در بیماریهای مزمنی مانند فشار خون، دیابت، کبد چرب و اختلالات گوارشی، اگر از ابتدا با رویکرد طب ایرانی پیش برویم، در بسیاری موارد ممکن است بیماری اساساً بروز نکند یا دستکم شروع آن بهطور قابل توجهی به تأخیر بیفتد. حتی در صورت بروز، روند کنترل و درمان معمولاً سادهتر و مؤثرتر خواهد بود. این نگاه پیشگیرانه امروز در جوامع مدرن با عناوینی مانند «پزشکی سبک زندگی» و «پزشکی فردمحور» شناخته میشود و مورد پژوهش و استفاده قرار گرفته است.
خامهچی: در اصطلاح «طب سنتی» ممکن است واژه «سنتی» این تصور را ایجاد کند که با رویکردی عقبمانده مواجه هستیم، در حالیکه متخصصان این حوزه نسخهای ارتقایافته از طب مدرن را دنبال میکنند. امروزه در بسیاری از مقالات علمی نیز نگاه «کلنگر» به بدن انسان و سلامت فردمحور مطرح است و هدف نهایی، پالایش نکات منفی مکاتب گذشته و رسیدن به «طب تلفیقی» است.
بزرگترین سوءبرداشتی که از طب سنتی در اذهان عمومی وجود دارد، چیست؟
خامهچی: بحث سادهانگاری مهمترین نکتهای است که مردم باید به آن توجه کنند. اینکه من با چند اصطلاح مثل صفرا و سودا و بلغم و شلغم بخواهم بیماریها را درمان کنم اشتباه محض است. شاید جالب باشد که بدانید برای بخش نسبتاً قابلتوجهی از بیماریها در طب ایرانی از این رویکرد ساده نمیشود استفاده کرد. اینکه ما براساس کتب قدیم، همه بیماریها را به همین مسائل و اسامی ارتباط دهیم اشتباه است. سادهانگاری معضلی جدی است که در این حوزه، خصوصاً در رسانهها، وجود دارد. رسانهها نقش خیلی مهمی در پیشگیری از نشر این تصورات دارند.
شکرریز: بعضاً میشنویم میگویند طب سنتی و مدرن در مقابل هم قرار دارند، اما حقیقت این است که طب سنتی تقابلی با طب مدرن ندارد. طب سنتی بیشتر در زمینه حفظ سلامتی، پیشگیری و درمان بیماریهای مزمن فعال است اما طب مدرن در زمینه بیماریهای اورژانس و در تشخیص بسیار کارآمد و مناسب است. این دو طب باید به صورت تلفیقی استفاده شود تا نتیجه مطلوب حاصل شود.
تا اینجای گفتوگو نظرات موافق و در یک راستا عنوان شد، آیا پزشکان طب سنتی با یکدیگر اختلاف عقیده هم دارند؟
شکرریز: چون رویکرد طب سنتی یک رویکرد کلنگر است، ممکن است در دیدگاه اصلیشان تفاوتی نباشد اما در زمینه درمان شاید مدل درمانیشان متفاوت باشد. به طور کلی، در طب سنتی آکادمیک، شیوه درمان مشابه و مشترک است. اما در مقایسه با کسانی که ادعای تخصص طب سنتی میکنند و خارج از فضای آکادمیک هستند، بله؛ خیلی وقتها رویکرد درمانیمان متفاوت است.
در ابتدای بحث به مفهوم «مزاج» اشاره شد. مزاج در طب سنتی ایرانی چه جایگاهی در تشخیص، درمان و پیشگیری دارد و چگونه تعیین میشود؟
شکرریز: در طب سنتی ایرانی، «مزاج» حاصل برهمکنش ویژگیهای فیزیولوژیک بدن است که بهصورت غلبه نسبی چهار کیفیت سردی، گرمی، تری و خشکی بروز میکند. این مفهوم صرفاً فلسفی نیست، بلکه چارچوبی بالینی برای فهم تفاوتهای فردی و تفاوت در پاسخ به درمان است. چنانکه ابنسینا در «القانون فی الطب» تأکید میکند، سلامت زمانی برقرار است که مزاج هر فرد در «اعتدال متناسب با خودش» باشد، نه یک اعتدال مطلق و یکسان برای همه.
بر همین اساس، درمان رویکردی فردمحور دارد. مثلاً دو بیمار با سردرد ممکن است منشأ متفاوتی داشته باشند؛ غلبه سردی در یکی و گرمی در دیگری. تجویز یکسان میتواند برای یکی بیاثر یا حتی مضر باشد. این تفاوت در واکنش به غذا، سبک زندگی و استرس نیز دیده میشود.
بنابراین شناخت مزاج علاوه بر درمان، در پیشگیری اولیه هم نقش دارد. برای نمونه، فرد با مزاج گرم و خشک ممکن است مستعد اضطراب یا یبوست باشد و فرد با مزاج سرد و تر مستعد کندی متابولیسم یا خلق پایین؛ توصیهها برای هرکدام متفاوت است.
در سالهای اخیر ابزارهای استاندارد ارزیابی مزاج طراحی و اعتبارسنجی شده و پژوهشهایی ارتباط آن را با شاخصهای فیزیولوژیک، BMI، الگوی خواب، سطح انرژی و برخی نشانگرهای متابولیک بررسی کردهاند.
در جمعبندی، مزاج مفهومی انتزاعی نیست، بلکه چارچوبی برای درک تفاوتهای فردی، پیشگیری از بیماری و درمان شخصیسازیشده است؛ رویکردی که در پزشکی نوین نیز با عنوان پزشکی فردمحور مورد توجه قرار گرفته است.
آقای دکتر، طبق توضیحات ارائهشده، در طب سنتی برای درمانی مثل سردرد، مزاج هر فرد بهطور جداگانه بررسی میشود، در حالیکه در طب نوین درمانها اغلب بهصورت روالی و استاندارد تجویز میشوند. آیا میتوان این تفاوت را نوعی ضعف در طب نوین دانست؟
خامهچی: مسئله بیش از آنکه نقص باشد، تفاوت زاویه نگاه و نظام طبقهبندی است. در طب نوین، سردرد معمولاً بر اساس علت یا زمینه ایجاد آن طبقهبندی میشود؛ حدود ۵۰ علت شایع برای سردرد شناخته شده است، از علل خطرناک مثل تومورها تا شایعترینها مانند سردردهای تنشی که نزدیک به ۷۰ درصد موارد را شامل میشوند. حدود ۱۵ درصد سردردها میگرنی و ۱۵ درصد سایر انواع هستند.
در طب ایرانی، طبقهبندی بیشتر بر پایه علائم و ظواهر بیماری انجام میشود. مفهومی مانند «سوءمزاج» مطرح است که خود زیرگروههای متعددی دارد؛ از سوءمزاجهای ناشی از مواد مختلف گرفته تا انواعی که به بافت مغز مربوط میشوند و اصطلاحاً «ساده» یا «بلاماده» نام دارند. برای مثال، آنچه امروز بهعنوان میگرن میشناسیم، با توصیف «شقیقه» در متون قدیم شباهتهای زیادی دارد.
نکته مهم این است که در هر دو مکتب، برخی علل مشترکاند و برخی متفاوت. حتی امروز هم سردرد ناشی از سرما یا خوردن بستنی شناخته شده است؛ موضوعی که در متون قدیم نیز به آن اشاره شده بود. در مواردی هم دیده میشود که منشأ سردرد در ارگانهای دیگر، بهویژه دستگاه گوارش است و با تمرکز درمانی بر آن، شدت و دفعات سردرد کاهش مییابد.
بنابراین تفاوت اصلی نه در درست یا غلط بودن، بلکه در نوع نگاه و طبقهبندی است؛ برخی یافتهها کاملاً همپوشاناند و برخی هنوز میتوانند مکمل یکدیگر باشند.
وارد بحث بیماریها شدیم؛ طب سنتی در مورد بیماریهای پیچیده و جهانی -مثل ایدز- چه دیدگاهی دارد؟ در کنترل یا حتی درمان میتواند نقشی ایفا کند؟
شکرریز: باید شفاف گفت که هیچیک از طبهای سنتی در جهان درمان قطعی برای بیماریای مانند ایدز ندارند و درمان اصلی همان پروتکلهای استاندارد جهانی است.
جایگاه طب سنتی در این حوزه، ایفای نقش مکمل و حمایتی است. در مراحل مختلف بیماری میتواند به بهبود علائمی مانند کاهش وزن، بیاشتهایی، خستگی مزمن، مشکلات گوارشی و افسردگی کمک کند. همچنین در کنار داروهای شیمیایی که عوارض متعددی دارند، میتواند در کاهش برخی عوارض و حمایت روانی بیمار مؤثر باشد.
اما یک خط قرمز جدی وجود دارد: تحت هیچ شرایطی درمانهای گیاهی، طبیعی یا اصلاح سبک زندگی نباید جایگزین درمانهای اصلی شوند، بلکه باید در کنار آنها و بهصورت قانونمند استفاده شوند. سازمان بهداشت جهانی نیز تأکید میکند طبهای سنتی زمانی ارزشمندند که در جایگاه درست، زمان مناسب و بهصورت مکمل به کار گرفته شوند.
در مورد کرونا چطور؟ ما یک پاندمی را پشتسر گذاشتیم که در طول آن، مباحث طب سنتی بسیار پررنگتر شد و توصیههای متعددی -گاه عجیب- مطرح میشد. به نظر شما تجربه کرونا چه تصویری از نقش طب سنتی در مواجهه با پاندمیها ارائه داد؟
خامهچی: کرونا یک آزمون جهانی برای نظامهای سلامت بود و مکاتب مختلف طبی را به چالش کشید. در حوزه طب سنتی در کشور ما حدود ۳۰ کارآزمایی بالینی برای کمک به کنترل علائم کرونا طراحی شد که از این میان ۱۳ مطالعه به انتشار مقاله و اثبات نسبی اثربخشی رسید.
در کتب قدیم، اگرچه بیماریهایی مانند کرونا با نام و تعریف امروزی وجود نداشت، اما مفاهیمی مانند بیماریهای واگیر، انتقال از طریق هوا و آب، و شرایط همهگیری مطرح شده بود. آنها بهدلیل نداشتن ابزارهایی مانند میکروسکوپ، بیماری را با مفاهیمی مانند «حرارت غریبه» (برای تب و عفونت) و «رطوبت غریبه» (بهعنوان زمینه مستعد بیماری) توضیح میدادند. برای سادهتر شدن این مفهوم، مثال کپکزدن نان مطرح میشود؛ یعنی عامل بیماریزا ممکن است یکسان باشد، اما محیط مستعد رشد آن را سریعتر میکند.
در دوران کرونا، برخی ترکیبات گیاهی نیز بررسی شدند؛ برای مثال شیرینبیان که در برخی مطالعات اثراتی در کند کردن تکثیر ویروس نشان داد، و همچنین پروپولیس (برموم) که ابتدا در ایران بررسی شد و سپس در کشورهایی مانند برزیل، مصر و برخی کشورهای اروپایی نیز اثرات مشابهی برای آن گزارش شد. در مجموع، دادههای طب سنتی میتوانند در کنار علم مدرن در طراحی پژوهشها و درمانهای حمایتی مورد استفاده قرار گیرند.
آقای دکتر، با توجه به اینکه در ایران بخش زیادی از مواد اولیه داروهای شیمیایی وارداتی است و در داخل کشور فرموله و تولید میشود، روند تهیه و تولید داروهای گیاهی و فرآوردههای طب سنتی چگونه است؟ آیا همان کارخانههای داروسازی مسئول تولید این محصولات هم هستند؟
خامهچی: در ایران رشتهای تخصصی به نام «داروسازی سنتی» وجود دارد که یکی از شاخههای تخصصی داروسازی است و تنها داروسازان عمومی پس از فارغالتحصیلی میتوانند وارد آن شوند. این رشته مسئولیت علمیِ طراحی و فرمولاسیون بسیاری از فرآوردههای مرتبط با طب سنتی را بر عهده دارد. در حال حاضر حدود ۲۳۰ شرکت داروسازی در کشور فعالاند که نزدیک به ۴۵۰۰ فرآورده طبیعی، طب سنتی و مکمل تولید میکنند. در ساختار نظارتی سازمان غذا و دارو نیز معاونتی با عنوان «فرآوردههای طبیعی، سنتی و مکمل» وجود دارد که هر حوزه را بهصورت جداگانه مدیریت میکند.
از نظر طبقهبندی، «مکملها» تعریف مشخصی دارند. اما تفاوت «فرآوردههای طبیعی» و «فرآوردههای طب سنتی» در منبع فرمولاسیون است:
- فرآوردههای طبیعی معمولاً بر اساس مقالات علمی، کارآزماییهای بالینی یا منابع گیاهدرمانی رایج در اروپا و آمریکا تولید میشوند.
- فرآوردههای طب سنتی دقیقاً بر پایه متون داروسازی سنتی ایران ساخته میشوند؛ بهگونهای که ترکیبات، مقادیر و حتی روش ساخت آنها -از نحوه اختلاط تا ابزار مورد استفاده- طبق همان منابع کلاسیک ذکر شده است.
از میان ۲۳۰ شرکت داروسازی کشور، حدود ۷۰ شرکت بهطور اختصاصی در حوزه تولید فرآوردههای طبیعی و طب سنتی فعالیت میکنند و سایر شرکتها علاوه بر داروهای شیمیایی رایج، بخشی از تولید خود را به این فرآوردهها اختصاص دادهاند.
در مورد عوارض احتمالی گیاهان دارویی هم توضیح دهید؛ آیا این تصور که داروهای گیاهی بیخطر هستند درست است؟ همچنین تداخل این داروها با داروهای شیمیایی تا چه اندازه میتواند خطرناک باشد؟
شکرریز: یکی از باورهای نادرست رایج این است که «داروهای گیاهی بیعارضهاند»؛ در حالی که گیاهان دارویی نیز میتوانند عوارض جدی ایجاد کنند و با داروهای شیمیایی تداخل داشته باشند. مواردی گزارش شده که مصرف همزمان و خودسرانه داروهای گیاهی و شیمیایی منجر به آسیبهای کبدی، کلیوی یا قلبی شده است. برای نمونه: شیرینبیان میتواند فشار خون را افزایش دهد، پتاسیم را کاهش دهد و با داروهای قلبی یا دیورتیک (ادرار آور) تداخل ایجاد کند. سیر و زنجبیل در دوزهای بالا همراه با داروهای ضدانعقاد، خطر خونریزی را افزایش میدهند. برخی فرآوردههای گیاهی آرامبخش در صورت مصرف همزمان با داروهای اعصاب و روان، ممکن است باعث کاهش سطح هوشیاری شوند.
از سوی دیگر، معضل مهمی وجود دارد و آن تولید و عرضه فرآوردههای گیاهیِ غیرمجاز، زیر زمینی و بینامونشان در فضای مجازی است. ترکیب و دوز این محصولات مشخص نیست و در صورت بروز عارضه، حتی پزشک نمیتواند تشخیص دهد بیمار دقیقاً چه مادهای مصرف کرده است.
بنابراین «گیاهی بودن» به معنای «بیخطر بودن» نیست و سهلانگاری در مصرف، عوارض و تداخلاتی به همراه دارد. مصرف این داروها باید حتماً با تجویز و نظارت پزشک انجام شود.
منظور از داروهای بینابینی چیست و چه تفاوتی با داروهای کاملاً شیمیایی یا فرآوردههای سنتی دارند؟ همچنین روند تولید، استانداردسازی و استفاده از این داروها در صنعت داروسازی چگونه است؟
خامهچی: برخی داروها منشأ گیاهی دارند اما به شکل دارویی استاندارد (قرص، کپسول، آمپول) تولید میشوند. داروهای گیاهپایه استاندارد، بخشی از نظام رسمی دارویی کشورند.
تصور غلط و رایجی وجود دارد که هرچه در فرمت قرص یا کپسول باشد، شیمیایی است و هرچه غیر از این باشد، گیاهی و غیرصنعتی است. بسیاری از داروهای مصرفی و رایج ما ریشه گیاهی دارد؛ آسپرین در اصل از پوست درخت بید استخراج شده است. متفورمین ریشه در ترکیبات گیاهی مانند گالگا دارد، یا هیدروکسیکلروکین از گیاه گِنهگِنه مشتق شده است. بسیاری از آنتیبیوتیکها هم منشأ قارچی دارند.
طبق اعلام سازمان غذا و دارو، در دو سال گذشته، همین آسپرین و متفورمین پرمصرفترین داروهای کشور بودهاند.
پیرو بحث داروهای طب سنتی، سری هم به عطاریها بزنیم؛ عطاریها به طور رایج نمایندگی طب سنتی را به عهده دارند و مردم برای تهیه اقلام مربوطه به عطاریها مراجعه میکنند. آقای دکتر، با توجه به حوزه تخصصی شما، پرسشم این است که نقش حقیقی عطاریها در این زمینه چیست؟ آیا صلاحیت مشاوره دادن به بیماران را درباره داروها دارند یا میتوانند خودشان برای مراجعان نسخه بپیچند؟
خامهچی: روند افزایش عطاریها در سالهای اخیر، هم در کشور و هم در تهران، فزاینده بوده و تعداد آنها به حدود ۲۷ هزار واحد رسیده است؛ رقمی که در مقطعی حتی از تعداد داروخانههای کشور هم پیشی گرفت. در گذشته، عطاری محل فروش داروهای گیاهی بود، نه محل نسخهپیچی. برخی عطارانِ باسابقه، فروشندگان آگاه داروهای گیاهی بودند و مردم با تجویز پزشکان به آنها مراجعه میکردند. موارد ساده گاه بهصورت خوددرمانی انجام میشد، اما بیماریهای پیچیده را پزشکان درمان میکردند. در سالهای اخیر، بهدلیل چالشهای طب نوین در درمان برخی بیماریهای مزمن و نیز نبودِ تناسب میان تعداد متخصصان و تقاضای مردم، برخی عطاریها وارد حوزه تجویز شدند. من در یکی از شهرها همه عطاریها را آموزش دادهام و بر همین اساس با اطمینان میگویم سطح سواد بسیاری از آنها پایین است و در درک مفاهیم طب سنتی ضعیف هستند. حتی در شناسایی گیاهان دارویی مشکل دارند. عطاری که در تشخیص گل گاوزبان مشکل دارد، حتی در فروش هم ممکن است دچار خطا شود؛ چه رسد به تجویز.
بنابراین، عطاریها صلاحیت تجویز، نسخهپیچی و حتی گاه صلاحیت توصیه درمانی هم ندارند؛ بهتر است فعالیت آنها به فروش داروهای گیاهی محدود بماند.
روند نظارت بر عطاریها به چه شکل است؟ آیا مجوز رسمی از وزارت بهداشت یا سازمان غذا و دارو دارند؟
خامهچی: سازمان غذا و دارو و وزارت بهداشت نقشی در صدور مدرک یا پروانه کسب عطاریها ندارند. این واحدها مانند سایر مشاغل صنفی، صرفاً با رعایت برخی الزامات کلی و دریافت کارت بهداشت فعالیت میکنند و مرجع صدور مجوز آنها اتحادیه خواروبارفروشان است؛ یعنی همان نهادی که برای سوپرمارکتها و بقالیها مجوز صادر میکند و زیر نظر وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) فعالیت دارد. در عین حال، عطاریهایی هم وجود دارند که حتی همین پروانه کسب را هم ندارند و تعدادشان کم نیست.
در صورت بروز عوارض ناشی از مصرف داروهایی که از عطاریها تهیه میشوند، مسئولیت قانونی و نظارتی این موضوع با کیست؟
خامهچی: در بخش نظارت، اگرچه سازمان غذا و دارو و معاونتهای درمان نظارتهایی دارند، اما به دلیل کمبود نیرو و همکاری محدود برخی نهادهای قضایی و اجرایی، نظارتها کافی نیست و این مسئله موجب میشود برخی عطاریها آزادی عمل بیشتری داشته باشند و احتمال آسیب به سلامت مردم افزایش یابد. از منظر قانونی هم در مواردی که فرد بدون داشتن صلاحیت درمانی مداخله میکند، این سؤال قانون این است که چرا بیمار به چنین فردی مراجعه کرده؛ موضوعی که نشاندهنده یک خلأ جدی در آگاهی عمومی و ساختار نظارتی است.
اشاره کردید فروشندگان و عطاران سطح سواد پایینی دارند یا دستکم فاقد دانش کافی هستند، بهتر نیست پیش از شروع فعالیت، دورههای تخصصی ببینند؟
خامهچی: بله، با توجه به اینکه بسیاری از عطاریها عملاً در امر درمان مداخله میکنند، منطقی است پیش از صدور مجوز، آموزشهای تخصصی ببینند. پیشنهادم این است که یک دوره کاردانی مرتبط طراحی شود و داشتن این مدرک شرط صدور پروانه کسب باشد. همچنین فعالان فعلی این حوزه نیز دورههایی را زیر نظر وزارت بهداشت بگذرانند؛ موضوعی که اکنون محل چالش میان وزارت صمت و وزارت بهداشت است. از نظر نظارتی، سازمان غذا و دارو و معاونتهای درمان اقداماتی انجام میدهند، اما بهدلیل کمبود نیرو کافی نیست و همکاری دستگاههایی مانند دادستانی و تعزیرات نیز در برخی شهرها کمرنگ است.
برخی از مدعیان طب سنتی معتقدند برای درمان، باید داروهای شیمیایی و روشهای پزشکی رایج بهطور کامل کنار گذاشته شوند. این دیدگاه تا چه اندازه پشتوانه علمی دارد؟
شکرریز: ادعای اینکه برای درمان باید همه روشهای دیگر و داروهای شیمیایی را کنار گذاشت، ادعایی بیپشتوانه و فاقد مبنای علمی است. حتی در متون کلاسیک خودمان نیز چنین توصیهای وجود ندارد؛ برای نمونه، ابن سینا تأکید میکند که باید از هر روش مؤثر و عقلانی برای درمان بهره برد. این نگاههای افراطی یکی از چالشهای جدی در این حوزه است؛ که معمولاً چند ویژگی مشترک دارند: بیاعتمادی مطلق به پزشکی مدرن، تبلیغ اغراقآمیز درمانهای طبیعی، و ادعای درمان قطعی بیماریهای جدی مانند سرطان، دیابت پیشرفته یا بیماریهای قلبی، بدون ارائه شواهد علمی معتبر.
در حالیکه هیچ نظام پزشکی معتبری در جهان -حتی کشورهایی مانند چین که طب سنتی فعالی دارند- پزشکی مدرن را کنار نمیگذارد، بلکه از رویکردهای سنتی در کنار درمانهای رایج استفاده میکند. طبق گفته سازمان بهداشت جهانی، طب سنتی میتواند نقش مکمل و حمایتی داشته باشد، نه اینکه جایگزین درمانهای ضروری شود.
آیا اتخاذ چنین رویکردی میتواند سلامت و جان بیمار را با خطر مواجه کند؟
شکرریز: بله، خطر اصلی این رویکرد، از دست رفتن «زمان طلایی» درمان است. برخی بیماران با تصور بیخطر بودن درمانهای گیاهی، درمان اصلی را به تعویق میاندازند و زمانی مراجعه میکنند که فرصت مؤثر مداخله از بین رفته است. افزون بر این، طبیعی بودن به معنای بیعارضه بودن نیست؛ مصرف نادرست یا بیرویه گیاهان دارویی میتواند آسیبهای جدی به کبد، کلیه یا قلب وارد کند.
جایگاه طبهای سنتی در جهان چگونه است؟ متخصصان طب سنتی چه مسیری را تا ورود به نظام درمان طی میکنند و حدود اختیارات و توصیههای آنها چگونه تعریف میشود؟
خامهچی: در کشورهایی مانند چین و هند، توسعه طب سنتی زودتر برنامهریزی شده است. هند حتی وزارتخانه مستقلی به نام Ministry of AYUSH دارد. چین نیز طی حدود ۷۰ سال توانسته طب سنتی را در کنار طب مدرن ادغام کند. امروز بیش از ۹۵ درصد خدمات بیمارستانهای عمومی چین در مراکزی ارائه میشود که هر دو مکتب درمانی را دارند و در کنار بخشهای درمانی رایج، بخش طب سنتی چینی نیز فعال است. در این کشورها، سطوح مختلف آموزشی برای فعالان این حوزه تعریف شده است و همه افراد لزوماً پزشک نیستند؛ بلکه اختیاراتشان متفاوت است. برای مثال، همان تفاوت میان کارشناس و متخصص رادیولوژی مطرح میشود؛ برخی افراد صرفاً مجری درمان هستند و تصمیمگیری نهایی بر عهده پزشک متخصص است.
در سطح جهانی، هدف حذف طب مدرن نیست. سازمان بهداشت جهانی طب سنتی را بهعنوان رویکردی مکمل در نظام سلامت میپذیرد. در برخی کشورها مانند هند حتی ویزای جداگانه برای درمان در حوزه طب سنتی وجود دارد. در ایالات متحده نیز سالانه حدود ۲۵۶ میلیون دلار برای پژوهش در حوزه طبهای مکمل هزینه میشود.
میزان استقبال مردمی نیز بالا است؛ بهطوریکه استفاده از داروهای گیاهی در داروخانهها در کانادا حدود ۷۰ درصد، فرانسه ۴۹ درصد، نیوزیلند ۴۳ درصد، انگلستان نزدیک ۵۰ درصد و آلمان حدود ۷۰ درصد گزارش شده است. در کشورهایی مانند چین، کره جنوبی، ژاپن و هند این ارقام حتی بیشتر است و در چین تا حدود ۹۸ درصد استفاده گزارش شده است.
و ایران؟
خامهچی: در ایران نیز روند صعودی بوده است. در سال ۱۳۸۲ دو پژوهش جمعیتی نشان داد ۳۸ تا ۴۲ درصد مردم تهران از طبهای سنتی و مکمل استفاده میکردند؛ این رقم در پژوهش سال ۱۳۹۸ به حدود ۷۹ درصد رسید. در مجموع، استقبال از این حوزه در جهان روندی افزایشی داشته است.
در طی این سالهایی که مشغول به فعالیت هستید، شاخصترین خاطرهای که داشتید، چه بوده است؟ یا عجیبترین چیزی که از سوی مراجعانتان شنیدهاید؟
شکرریز: گاهی برخی بیماران با این تصور که میتوانند صرفاً با درمانهای طبیعی بیماری را کنترل کنند، از درمانهای اصلی بازمیمانند. بدترین خاطرهای که دارم مربوط به چند سال پیش است: خانمی مبتلا به سرطان پستان، به توصیه یکی از مدعیان طب سنتی، شیمیدرمانی را کنار گذاشته و بهجای آن شربتی حدود چهار میلیون تومانی -به پیشنهاد آن فرد- مصرف کرده بود. متأسفانه بیماری پیشرفت کرده بود و زمانی که او را دیدم، وضعیت بسیار وخیمی داشت. به آنکولوژیست ارجاعش دادم، اما عملاً کار زیادی نمیشد انجام داد. ضروری است مردم بدانند هر درمانی جایگاه خود را دارد. ما در مراحل ابتدایی بیماریها، در بیماریهای مزمن و حتی در آموزشهای پیشگیرانه میتوانیم بسیار کمککننده باشیم؛ اما در برخی بیماریهای خاص، کنار گذاشتن درمان اصلی خطرناک است. سرطان پستان اگر در مراحل اولیه تشخیص داده شود، درمانپذیر است، اما در مراحل پیشرفته، عملاً گزینههای درمانی بسیار محدود میشود. این یکی از تلخترین تجربههای حرفهای من بود.
آقای دکتر شما هم بفرمایید.
خامهچی: یک خاطره تلخِ تکرارشونده و یک مورد عجیب برایتان میگویم. خاطره تلخ مربوط به این ادعاست که طب سنتی ایران با واکسن مخالف است؛ درحالیکه من بهعنوان عضو هیئتمدیره انجمن طب سنتی بارها گفتهام چنین نسبتی نادرست است. جالب اینکه در ایران، پیش از کشف واکسنهای امروزی، روشی شبیه واکسیناسیون با عنوان «خوراندن آبله» و سپس «آبلهکوبی» رواج داشته است.
حتی بهاءالدوله رازی، پزشک اهل ری، حدود سیصد سال پیش از کشف واکسن، در کتاب خلاصهالتجارب به روشی مشابه واکسیناسیون اشاره میکند. بنابراین مخالفت با واکسن را نمیتوان به طب سنتی نسبت داد. درباره واکسنها طبعاً باید متخصصان ایمنیشناسی نظر دهند، اما روشن است که بدون واکسیناسیون، ریشهکنی برخی بیماریها ممکن نبود. ما خودمان نیز واکسن میزنیم و آن را برای خانوادهمان توصیه میکنیم. پس درتلاشیم این سوءبرداشت را اصلاح کنیم.
اما مورد عجیب: خانمی از مشهد با کجی گردن مراجعه کرده بود. فردی او را به شخصی در کرمانشاه معرفی کرده بود که دارویی به قیمت ۳۰ میلیون تومان به او فروخته و وعده درمان داده بود؛ بیآنکه نتیجهای بگیرد. وقتی معاینهاش کردم، مشخص شد دچار گرفتگی شدید عضلات گردن است. با حدود نیم ساعت کار درمانی و هزینهای بسیار کمتر، مشکلش برطرف شد. این از عجیبترین تجربههای حرفهای من بود.
در نهایت، توصیه شما به مردم برای انتخاب پزشک معتبر در حوزه طب سنتی چیست و چگونه میتوانند متخصصان مورد تأیید را شناسایی کنند؟
خامهچی: با توجه به گسترش فضای مجازی، مردم بهتر است برای انتخاب پزشک طب سنتی به منابع معتبر مراجعه کنند. پیشنهاد میشود به وبسایت انجمن علمی طب سنتی ایران مراجعه و در بخش جستوجوی پزشکان، متخصصان مورد تأیید را پیدا کنند. در این سامانه اطلاعات حدود ۴۲۰ متخصص طب ایرانی که همگی پزشک و دارای مدرک تخصصی معتبر هستند، ثبت شده است. افراد میتوانند بر اساس استان، شهر، جنسیت پزشک و حوزه تخصصی مورد نیاز خود جستوجو کنند.
آینده طب سنتی را در ایران چگونه ارزیابی میکنید و چه اقداماتی میتواند به توسعه علمی و کاربردی آن کمک کند؟
شکرریز: در مورد آینده طب سنتی، اگر شرایطی فراهم شود که ورود پزشکان عمومی به آموزشهای آکادمیک این حوزه آسانتر شود، میتواند به رشد این رشته کمک کند. کاهش طول دوره تحصیل، تسهیل انجام پایاننامهها و افزایش فعالیت پژوهشی میتواند علاقهمندی به این حوزه را بیشتر کند. در حال حاضر دورههایی وجود دارد که پزشکان عمومی پس از گذراندن آنها میتوانند برخی خدمات طب سنتی را بهصورت رسمی انجام دهند، اما برخی اقدامات فقط در صلاحیت متخصصان این رشته است.
خامهچی: با نگاه به گذشته، جایگاه علمی و مقبولیت اجتماعی طب سنتی نسبت به قبل بسیار بهتر شده است، اما هنوز راه زیادی پیش رو داریم. ایران اکنون چهارمین تولیدکننده دانش طب سنتی و مکمل در جهان است؛ جایگاهی که بر اساس رتبهبندی سایمگو (Scimago) برای چهار سال متوالی حفظ شده است. همچنین انجمن علمی طب سنتی ایران در رتبهبندی وزارت بهداشت، بین بیش از ۲۰۰ انجمن علمی حوزه بهداشت و درمان، رتبه دوم را کسب کرده است.
برای آینده بهتر، لازم است همه کادر درمان از جمله پزشکان، داروسازان، ماماها، پرستاران، متخصصان تغذیه و دندانپزشکان در آموزشهای آکادمیک و دورههای مهارتی مورد تأیید وزارت بهداشت مشارکت کنند. به عبارتی، راه نجات و رشد طب سنتی در کشور ما، مداخله کادر درمان در این حوزه است؛ که هم به ارتقای کیفیت درمان کمک میکند و هم میتواند از آسیب دیدن بیماران در مواجهه با افراد غیرمتخصص جلوگیری کند.
۴۷۲۳۲











