سایت خبری
famaserver
  • صفحه اصلی
  • اخبار ورزشی
  • بین الملل
  • اقتصادی
  • اخبار استانها
  • اخبار روز
  • سیاسی
  • علمی و فناوری
سایت خبری
برترین عناوین خبری
  • خرید بیمه: سنتی یا آنلاین؟ کدامیک تجربه بهتری برای مشتریان ایجاد می‌کند؟

سرتیتر خبرها

2 ماه پیش

2 ماه پیش

2 ماه پیش

2 ماه پیش

2 ماه پیش

2 ماه پیش

2 ماه پیش

2 ماه پیش

2 ماه پیش

2 ماه پیش

وقتی عماد مغنیه همسرش را از صبح تا عصر در ماشین نگه داشت! /نخند! خب یادم رفت که با زنم رفته بودم پادگان!

زمان انتشار: 13 می 2024 ساعت 6:02

دسته بندی: سیاسی

شناسه خبر: 449874

زمان مطالعه: 4 دقیقه

وقتی عماد مغنیه همسرش را از صبح تا عصر در ماشین نگه داشت! /نخند! خب یادم رفت که با زنم رفته بودم پادگان!

وقتی عماد مغنیه همسرش را از صبح تا عصر در ماشین نگه داشت! /نخند! خب یادم رفت که با زنم رفته بودم پادگان!

به گزارش خبرگزاری یولن، بنابرآنچه فارس روایت می‌کند، یکی از دوستان ایرانی شهید عماد فایز مغنیه از فرماندهان حزب‌الله لبنان و معروف به حاج رضوان، تعریف می‌کند:

«سال ۱۳۶۴ بود که با عماد در تهران زندگی می‌کردیم. خانه‌ای زیر پل حافظ داشتیم؛ محل کارمان هم پادگان امام حسین‌(ع) (بالای فلکه چهارم تهرانپارس – دانشگاه امام حسین(ع) فعلی) بود. تعدادی نیروی لبنانی را آن جا آموزش می‌دادیم. عصر یکی از روزها سوار بر ماشین پیکانم داشتم از در پادگان خارج می‌شدم که عماد را دیدم قدم زنان داشت به طرف بیرون پادگان می‌رفت. ایستادم و با او سلام و احوال پرسی کردم. پرسید که به خانه می‌روم؟ وقتی جواب مثبت دادم، سوار شد تا با هم برویم.

در راه درباره وضعیت آموزش نیروها حرف می‌زدیم. نزدیکی میدان امام حسین(ع) بودیم و صحبتمان گل انداخته بود. یک دفعه عماد مکثی کرد و با تعجب گفت: «ای وای! من صبح با ماشین رفتم پادگان. وایسا … وایسا …» زدم زیر خنده. صبح با ماشین رفته پادگان و یادش رفته بود با ماشین خودش برگردد. به حرکتم ادامه دادم که داد زد: «نگه دار … نگه دار…» گفتم: «خب مسئله‌ای نیست. ماشینت توی پارکینگ پادگانه. فردا صبح هم با هم می‌ریم اون جا.» دوباره گفت: «نه، نه. زود وایسا. باید سریع برگردم پادگان.»با تعجب پرسیدم: «مگه چیزی تو ماشین جا گذاشتی که باید بری بیاری؟»خنده‌ای کرد و گفت: «آره. من صبح با زنم رفتم پادگان. به اون گفتم توی ماشین بمون، من چند دقیقه کار دارم و زود بر می‌گردم. اما توی پادگان که رفتم، اون قدر سرم شلوغ شد که اصلاً یادم رفت زنم دم در منتظرمه.»بدجور خنده‌ام گرفت. زنش از صبح تا غروب در ماشین مانده بود. وقتی وایسادم گفت: «نخند! خب یادم رفت که با زنم رفته بودم پادگان.»

۲۷۲۱۹

حتما بخوانید : واکنش سعید حجاریان به ایده از تاجزاده تا شاهزاده مهدی نصیری /۲ شرط لازم است!

مجله خبری یولن

برچسب ها
لبنان
اشتراک گذاری

اخبار مرتبط

  • 2 ماه پیش
  • 2 ماه پیش
  • 2 ماه پیش
  • 2 ماه پیش

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته بندی موضوعات

  • آذربایجان شرقی 577
  • آذربایجان غربی 484
  • اجتماعی 12218
  • اخبار استانها 35
  • اخبار بورس 276
  • اخبار تکنولوژی 120
  • اخبار روز 42
  • اخبار ورزشی 15500
  • اردبیل 359
  • اصفهان 603
  • اقتصادی 11379
  • البرز 1631
  • ایلام 246
  • بازار کار 392
  • بوشهر 165
  • بین الملل 22862
  • تبلیغات 26
  • تهران 342
  • چند رسانه ای 0
  • چهارمحال و بختیاری 761
  • خراسان جنوبی 309
  • خراسان رضوی 668
  • خراسان شمالی 166
  • خوزستان 384
  • زنجان 310
  • سبک زندگی 437
  • سلامت 3385
  • سمنان 2082
  • سیاسی 9697
  • سیستان و بلوچستان 5
  • عکس 79
  • علمی و فناوری 8330
  • فارس 404
  • فرهنگ و هنر 5101
  • قزوین 547
  • قم 330
  • کاریکاتور 78
  • کردستان 538
  • کرمان 2091
  • کرمانشاه 478
  • کهگیلویه و بویراحمد 444
  • گلستان 315
  • گیلان 335
  • لرستان 18
  • مازندران 84
  • مرکزی 5
  • هرمزگان 398
  • همدان 603
  • یزد 160
famaserver

جدیدترین مقالات

  • 2 ماه پیش
  • 2 ماه پیش
  • 2 ماه پیش
  • 2 ماه پیش
  • 2 ماه پیش

لینکهای پیشنهادی

دانلود نرم افزار |  گلدن ویزای یونان | کابل شبکه | درریزان

میزبانی در هاست لینوکس فاماسرور